728 x 90

با یاد مجاهد شهید سعید منبری

به یاد مجاهد شهید سعید منبری
به یاد مجاهد شهید سعید منبری

محل تولد: تفرش
شغل: دبير
سن: 31
تحصیلات: -
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 11-2-1361
محل زندان: -

ماه رمضان سال ۵۸و شبهای قدر آن یکی از ماههای رمضان خاطره‌انگیز برای مردم تهران می‌باشد. در آن سال اولین مراسم شب احیا بعد از پیروزی انقلاب ضدسلنطتی توسط مجاهدین خلق در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد و هزاران تن از مردم قهرمان تهران با حضور در این مراسم با جریان پرشکوهی که تقدیر آیندهٌ خلق و میهن را رقم می‌زد همراه شدند. در این میان یک صدای گرم و گیرا که دعای پرجاذبه‌ای را می‌خواند هنوز هم در گوشها طنین‌انداز است وخاطرات آن سالیان را در ذهن و ضمیر آنانی که در آن مراسم حاضر بودند زنده می‌کند.

این صدا در روز ۱۲اردیبهشت سال ۶۱در هجوم پاسداران جنایتکار رژیم ضدبشری خمینی به پایگاههای مجاهدین در شهر تهران خروش درود بر رجوی، مرگ بر رژیم خمینی و زنده‌باد آزادی سرداد. و سرانجام پس از مقاومتی قهرمانانه در نبردی نابرابر با پاسداران ظلمت و تباهی به همراه دیگر یارانش به کهکشان شهیدان پیوست و در تاریخ مبارزات مردم ایران جاوادنه شد.

 

پیامی از برادر مجاهد مسعود رجوی به مناسبت سالگرد ۱۲اردیبهشت:

«سالها پیش از این بنیانگذار کبیر سازمان مجاهدین، محمدحنیف پیوسته بر ضرورت درک معنا و مفهوم هر کلمه از جانب مجاهدین تأکید می‌نمود و از این‌جا بود که هزاران هزار شهید و اسیر مجاهد سرچشمه گرفتند و منجمله کلمات جاودانی همچون ثریا ابوالفتحی و سعید منبری را به اتفاق همسرش سهیلا یاورزاده بر تارک تاریخ ایارن نقش نمودند.

سعید منبری در دوازده اردیبهشت به همسرش سهیلا و دیگر خواهران و برادران مجاهدش پیوست. صدای رسا و گرم و انگیزانندهٌ سعید منبری نیز که گاه در آن سالهای شاه سلولهای اوین را چه در هنگام نیایش و چه در موقع سرود و آواز به وجد و شور می‌آورد، هنوز درگوشم طنین‌انداز است به‌خصوص وقتی که صدای پرطنین خود را به توصیف ستارهٌ خونین اوج می‌داد و می‌خواند آخر روم یک نیمه‌شب همراه یاران

برلب نهم بس نغمه از گلبانگ قرآن

ای ناخدا ای ناخدا هان بادبانها را برافراز    

اینک منم در انتظار موج و طوفان

از بس ستاره شد نهان در خاک تیره        

دیگر زمین دریای نور و کهکشان شده راهی نمانده تا شهادت...

 اینک سلام این صبح خون ای فجر فردا»

مجاهد شهید سعید منبری در شهرستان تفرش در خانواده‌ای متوسط متولد شد. پس از گذراندن دوران ابتدایی و متوسطه به تهران رفت و در سال ۵۳هم‌زمان با ورود به دانشکده معماری فعالیتهای خود را در راستای اهداف و آرمانهای سازمان مجاهدین خلق ایران گسترش داد.

گسترش فعالیتهای سیاسی فرصتی برای ادامه تحصیل باقی نمی‌گذاشت، سعید نیز در تضاد بین درس و مبارزه، راه مبارزه با دیکتاتوری شاه را در پیش گرفت.

این دوران تنها دو سال به‌طول انجامید. با دستگیری سعید در سال ۵۵و سپس محکوم شدن او به ۱۰سال زندان و به‌دنبال آن شروع دوران اسارت در زندان اوین، فصل نوینی در زندگی مبارزاتی‌اش گشوده شد. در این دوران بود که سعید با اهداف و آرمانهای مجاهدین مستقیماً آشنا شد و از آن پس مسیر زندگیش در راستای تحقق اهداف انقلابی مجاهدین سمت و سو گرفت.

در سال ۵۷هم‌زمان با اوج‌گیری قیام مردم علیه رژیم شاه سعید قهرمان نیز از زندان آزاد شد به آغوش خلق بازگشت و از آن پس با شوری صدچندان به فعالیت و تلاش در صفوف مجاهدین پرداخت. کار در نهادهای مختلف سازمان از جمله نهاد دانش‌آموزی و بخش کارگری برگهای دیگری از دفتر زندگی مبارزاتی مجاهد قهرمان سعید منبری را تشکیل می‌دهد. در این دوران او به‌عنوان یکی از مسئولین بخش اجتماعی سازمان به‌همراه میلیشیای پرشور مجاهد خلق پردهٌ تزویر و ریا را از چهرهٌ خمینی دین‌فروش می‌زدودند و امواج آگاهی را به میان مردم می‌بردند.

با آغاز مقاومت مسلحانهٌ انقلابی، نبرد بین مردم و فرزندان مجاهدش از یک سو رژیم ضدبشری خمینی وارد مرحلهٌ نوین گردید و اکنون وظیفه پیشتازان مقاومت مسلحانه انقلابی این بود که پیام این مقاومت را  به همه‌جا ببرند و گرمای مقاومت را پاینده نگاه دارند و سعید قهرمان نیز یکی از این دلاوران پاکباخته بود. به هر پایگاهی که وارد می‌شد چهرهٌ آن پایگاه را دگرگون می‌کرد و روحیه مقاومت را بالا و بالاتر می‌برد.

یکی دیگر از همرزمان سعید از روز درگیری چنین می‌نویسد:

«روز ۱۲اردیبهشت سال ۶۱همزمان با هجوم پاسداران ارتجاع به تعدادی از پایگاهها مجاهدین، پایگاه مجاهد شهید سعید منبری و همرزمانش در ۲۱متری کوچهٌ رازیانه نیز مورد تهاجم سنگین مزدوران تا دندان مسلح ارتجاع قرار گرفت. از یک طرف گله‌های هار پاسداران خمینی بودند و از طرف دیگر ۵مجاهد خلق که سر تسلیم نداشتند و این نبرد ساعتها به طول انجامید و حوالی ساعت ۶بعدازظهر بود که این پیام روی شبکهٌ بیسیمی دشمن شنیده شد. "هیچ‌کدام زنده دستگیر نشدند، هر ۵نفر تا آخرین گلوله مقاومت کردند و کشته شدند"».

بدین‌سان مجاهد قهرمان سعید منبری به همراه دیگر یارانش پس از نبرد و مقاومتی حماسی به پیمانش با خدا و خلق وفا کردو در راه تحقق آرمان رهاییبخش مجاهدین - جامعهٌ بی‌طبقهٌ توحیدی - در خون پاکش غلطید و نام و خاطره‌اش برای همیشه زیب پرچم سرخ‌فام مجاهدین خلق ایران گردید.

 

یادش گرامی و راه سرخش پر رهرو باد

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات