زندگینامه شهید
معصومه میرزایی در سال ۱۳۴۲، در همدان به دنیا آمد؛ تحصیلات دبستانی و دبیرستانی را در همان شهر سپری کرد و موفق به گرفتن دیپلم شد.
وی با اینکه ۱۵ سال بیش نداشت، در قیام و تظاهراتهای سال ۱۳۵۷ علیه شاه خائن، فعالانه شرکت داشت و در همان زمان بود که از طریق برادران مجاهدش با نام و آرمان سازمان آشنا شد و هوادار سازمان گردید.
معصومه بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، در ارتباط با بخش دانشآموزی سازمان در همدان، قرار گرفت و بهعنوان میلیشیایی پرشور در فعالیتهای مختلف از جمله توزیع و فروش نشریه مجاهد و سایر انتشارات سازمان بسیار فعال بود. وی بارها، هنگام فروش نشریه مجاهد، مورد حمله و هجوم چماقداران و اوباشان خمینی قرار گرفت، این جانیان، این میلیشیای نوجوان را صرفاً بهدلیل فروش نشریه مجاهد، کتک میزدند، به زمین میانداختند و با موهایش او را روی زمین میکشیدند، اما معصومه، هر بار با جسارت و شجاعت بیمانند در مقابل آنها ایستادگی میکرد و چند ساعت بعد دوباره در صحنه حاضر بود و به تبلیغ مواضع سازمان میپرداخت.
در سال ۱۳۵۸، یکبار که او تعداد زیادی اعلامیه سازمان در مورد دستگیری مجاهد شهید محمدرضا سعادتی را بههمراه داشت، توسط چماقداران کمیتهچی دستگیر و به زندان شهربانی همدان انتقال یافت و مورد ضرب و شتم مأموران وحشی شهربانی قرار گرفت. اما معصومه ذرهیی در برابر آنها از خود ضعف نشان نداد و نهایتأ پدرش با تلاشهای بسیار و گذاشتن وثیقه سنگین، موفق شد، معصومه را از چنگ آنها خارج سازد.
در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۶۰، مأموران سپاه برای دستگیری اعضاء خانواده معصومه، بهخانه آنها در تهران یورش بردند و تعداد زیادی از اعضاء خانواده وی، از جمله برادر و خواهرش را دستگیر کرده و به زندان منتقل نمودند، اما معصومه موفق شد با کمک مادرش، بهسلامت از صحنه خارج شود.
پدر معصومه، برای اینکه فرزندان مجاهدش دستگیر نشوند، خانهیی در مشهد تهیه کرد و آنها را به مشهد فرستاد.
معصومه در مشهد به زندگی و مبارزه مخفی روی آورد. اما مدتی بعد، در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۶۱، پایگاه آنها در مشهد لو رفت و پاسداران با حمله وحشیانه، همه نفرات مستقر در خانه، از جمله معصومه و مجاهد شهید مهناز یوسفی لویه، همسر برادر او را دستگیر کرده و به زندان وکیلآباد مشهد منتقل نمودند و تحت بازجویی و شکنجه قرار دادند. وقتی دژخیمان زندان وکیلآباد با مقاومت و پایداری مجاهدان دستگیر شده مواجه شدند آنها را به زندان اوین منتقل کردند.
معصومه در زندان اوین نیز تحت شکنجههای وحشیانه بازجویان جنایتکار قرار گرفت و سپس در بیدادگاه نمایشی رژیم، به ۵ سال حبس محکوم شد.
با توجه به اینکه عمده فعالیتهای معصومه در شهر همدان بود، چندماه بعد، او را به زندان همدان منتقل نمودند. دوران زندان معصومه در زندان همدان، برگ زرین دیگری از عزم و اراده و ایمان این زن مجاهد خلق بود.
همرزمان معصومه نقل کردهاند که او در زندان بههیچوجه در برابر بازجویان و شکنجهگران کوتاه نمیآمد و در مقابل خائنین نیز، مرزبندی قاطعی داشت و از همین رو پیوسته مورد کینه و دشمنی آنان قرار داشت.
او را بارها به سلول انفرادی منتقل کرده و تحت بیشترین فشارها قرار دادند، اما اینها، کمترین خللی در ایمان معصومه به راه و آرمانش ایجاد نکرد.
وی در مدت اسارتش علاوه بر رزم روزانه با بازجویان و شکنجهگران، با تمام وجودش کمککار سایر زندانیان بند بود.
او هنگام ملاقات با خانواده، وقتی خواسته بودند به وی پول بدهند، گفته بود: «نیازی به پول ندارم و هر پولی را که برای من در نظر گرفتهایدئولوژی، بهعنوان کمک به سازمان بدهید». او همچنین با گلدوزی و بافندگی و تولید کارهای دستی در زندان، از خانواده میخواست که آنها را به فروش رسانده و درآمدش را به سازمان برسانند.
در سال ۱۳۶۶، مدت محکومیت معصومه به اتمام رسید اما قاضی جنایتکار از دادن حکم آزادی او سر باز زد.
زمانیکه خانوادهاش به زندان مراجعه کرده و پرسیدند؛ چرا معصومه را آزاد نمیکنید، قاضی صلواتی جنایتکار که کینه شدیدی نسبت به وی داشت، پاسخ داده بود؛ «اگر همین امروز معصومه را آزاد کنیم، او روز بعد، نزد مجاهدین خواهد بود. بنابراین آنقدر او را نگاه میداریم تا موهایش رنگ دندانهایش شود و بپوسد».
وی در رابطه با فرار مجاهد شهید زهرا شریفی و اقدام وی برای خروج از کشور و پیوستن به سازمان، وقتی که برای مرخصی رفته بود، نقش فعالی داشت. زمانیکه این موضوع لو رفت، معصومه را در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۶۷ برای بازجویی بردند و او دیگر به بند باز نگشت.
وی از آن تاریخ تا مرداد ۱۳۶۷، در سلول انفرادی تحت بازجویی و شکنجه قرار داشت.
سرانجام جانیان خمینی که در برابر عزم و اراده این شیرزن سر موضع مجاهد خلق، به زانو در آمده بودند، در مرداد ۱۳۶۷، در جریان قتلعام زندانیان مجاهد، وی را همراه با هزاران مجاهد سر موضع دیگر در سراسر ایران سربدار کرده و بهشهادت رساندند.
مجاهدان خلق حسین و مصطفی میرزایی، برادران معصومه و مهناز یوسفی لویه همسر برادرش، نیز از شهدای قتلعام ۱۳۶۷ هستند و خواهر مجاهدش خدیجه، از شهدای قهرمان مجاهد خلق در سال ۱۳۶۰ است.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org
خاطرات
تصاویر یادگاری
معصومه میرزائی
تصویر مزار شهید