زندگینامه شهید
خیرالله در سال ۱۳۴۱، در بهار همدان به دنیا آمد. تحصیلاتش ابتدایی و متوسطه را در همانجا سپری کرد.
در قیام مردم ایران در سال ۱۳۵۷ علیه نظام سلطنتی فعالانه شرکت داشت و همان زمان از طریق آشنایی با مجاهد شهید محسن وجدانی وحید، با سازمان مجاهدین و آرمان آن آشنا گردید.
خیرالله بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، فعالیتش را در ارتباط با سازمان در انجمن دانشآموزان مسلمان دبیرستان آغاز کرد و بهعنوان هواداری پرشور در تمامی فعالیتها از جمله فروش نشریه مجاهد و حضور در دکههای خیابانی برای تبلیغ و معرفی انتشارات سازمان شرکت فعال داشت.
شور وافر وی در تبلیغات انتخابات اولین دوره ریاستجمهوری برای کاندیدای نسل انقلاب برادر مجاهد مسعود رجوی، چشمگیر بود.
مسئولان دبیرستان چندبار خیرالله را بهدلیل همین فعالیتها، بهعنوان تنبیه از مدرسه اخراج کردند، تا بهخیال خود وی را وادار کنند که از راهی که انتخاب کرده، دست بردارد، اما او که میلیشیایی جسور و بیباک بود، هر بار با عزم بیشتری به فعالیتهای خودش ادامه داد.
وی با شجاعتی چشمگیر، بارها در برابر هجوم چماقداران ارتجاع به دکه فروش نشریهای که در آن حضور داشت، یک تنه ایستادگی کرد و اجازه نداد که آنها به اهداف شوم خود برسند. از همین رو کمیتهچیها و پاسداران رژیم از او کینه زیادی به دل داشتند و بارها او را تهدید بهقتل کردند.
وی در ماه رمضان سال ۱۳۵۹، به جرم هواداری از سازمان دستگیر شد اما پس از مدتی بهدلیل فشارهای خانواده و دوستان و آشنایانش، آزاد گردید.
خیرالله در تظاهرات بزرگ و مسالمتآمیز سازمان در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، فعالانه شرکت داشت و با سرکوب خونین این تظاهرات به فرمان خمینی جنایتکار، و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، او نیز همچون هزاران کادر و هوادار سازمان، زندگی و مبارزه مخفی را برگزید و به مسئولیتهایش با جدیت ادامه داد.
تا آنکه در تابستان سال۱۳۶۰، توسط پاسداران جانی خمینی دستگیر و روانه زندان شهربانی همدان گردید و بلافاصله تحت شکنجههای وحشیانه قرار گرفت. از آنجا که بهدلیل جسارتش در برابر هجوم چماقداران و ایستادگی در برابر آنها، از محبوبیت زیادی در میان جوانان شهر برخوردار بود، دژخیمان خمینی بهدنبال این بودند که به هر قیمت او را به ندامت بکشانند تا بدین وسیله سایر جوانان را مرعوب سازند. خیرالله اما، با مقاومت و پایداری بر مواضع و آرمان مجاهدیش، حسرت یک آه را بر دل بازجویان شکنجهگر گذاشت.
قاضی جنایتکار در زندان، در یک دادگاه نمایشی، به او گفته بود اگر بگویی امام را قبول داری تو را آزاد میکنیم. خیرالله قهرمان به وی جواب داده بود: «اگر خمینی بگوید که من با حمایت آمریکا سر کار آمدم و دست از جنایت برمیدارم، من هم سخن میگویم».
سرانجام، دژخیمان خمینی بفاصله کوتاهی پس از دستگیری وی، در روز ۳۰ شهریور ۱۳۶۰، او را به جوخه اعدام سپردند و بدین ترتیب مجاهدی دیگر، به خیل عظیم شهدای مجاهد خلق پیوست.
این مجاهد پاکباز و سر موضع در وصیتنامهاش نوشته بود: «تا آخرین قطره خونم از آرمان جامعه بیطبقه توحیدی دفاع خواهم کرد».
حدود دو ماه پس از شهادت خیرالله، زن سالخوردهای به خانه آنها مراجعه کرده و سراغ خیرالله را گرفته بود. وقتی از او پرسیدند که با خیرالله چهکار داری، پیرزن گفته بود، چند سال بود که این جوان در اول زمستان برایم زغال میآورد و به من کمک میرساند، حالا زمستان شروع شده است، خانهام سرد است، اما از او خبری نیست. او میدانست که من پولی برای خرید زغال ندارم. پدر خیرالله در پاسخ به پیرزن گفته بود: پاسدارها پسرم را اعدام کردند ولی از حالا هرآنچه را که پسرم بر خودش فرض میدانسته بر من است که انجام دهم.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org
خاطرات
تصاویر یادگاری
تصویر مزار شهید