728 x 90

با یاد مجاهد شهید احمد پورتقی

پرنده آزادی
پرنده آزادی

«می‌توانم این را به‌جرأت بگویم که برای آزادی خلق هر چه توان داشتم نثار کردم»

«از وصیت نامه مجاهد خلق احمد پورتقی»

احمد در سال ۱۳۳۳ در یک خانواده بسیار محروم بدنیا آمد.در همان کودکی پدرش را از دست داد و سختیهای زندگی بر او و مادرش فزونی یافت؛ طوری که غذای چند روز هفته آنها فقط نان خالی بود.

و این‌چنین او با مشکلات زندگی و محرومیتهایش دست و پنجه نرم کرد و فولادی آبدیده شد. با همت مادر توانست درسش را ادامه داده و دیپلمش را بگیرد. بعد از آن بود که با فروش برخی اجناس زندگی‌شان و قرض از دیگران یک تاکسی تهیه کرد و مشغول به کار شد.

با شروع قیام ضدسلطنتی، احمد که دل پر دردی از شاه و دستگاه کثیف او داشت، با شور و روحیه انقلابی در هر تظاهرات و فعالیتی علیه شاه خائن شرکت می‌کرد. روی دیوارها شعارهای انقلابی می‌نوشت و در سطح شهر تراکت پخش می‌کرد. با پیروزی انقلاب، او انتظار یک دنیا امید و شادی را برای خلق محرومش داشت اما دیری نپایید که به انقلاب نو پای ایران خیانت شد و وعده‌های میان تهی و خنجر و خیانت ها رو شد. لاجرم دگر بار دنبال راهی برای ادامه مسیر مبارزه رفت. این بار با «انجمن جوانان موحد» و سپس با سازمان مجاهدین خلق ایران پیوند خورد.

این کارگر قهرمان اینک در کسوت یک میلیشیای مجاهد خلق پرشور به دفاع از حقوق زحمتکشان برخاست. او به‌خاطر دفاع از انقلاب و شرف آزادگی دستگیر شد و به زیر شکنجه رفت. خودش می‌گفت: «تن‌دادن به رذالت و پستی در منطق امام حسین جایی ندارد و ما نیز باید کاری حسینی بکنیم».

بعد از تظاهرات بزرگ سی خرداد و شروع فاز جدید برای مبارزه با این رژیم ضدبشر آخوندی او نیز همگام با سایرین دوران جدیدی را برای نبرد آغاز کرد.

۵ مهر ۱۳۶۰ شروع شد. یک شعار در تاریخ ایران به ثبت رسید: «مرگ بر خمینی»

یکی از راهگشایان این شعار که باعث بن‌بست شکنی آن‌روز شد، مجاهد خلق احمد پورتقی بود.

او در جریان تظاهرات مسلحانه و قهرمانانه مجاهدین پرشور و بی‌باک به میان مزدوران وحشی ارتجاع رفت. در خیابان مصدق، بعد از آن که شماری چند از مزدوران حکومتی را مجازات کرد، قهرمانانه بر سنگفرش خیابان گلگون به خاک افتاد و نامش در دفتر پر شکوه مجاهدین تا به ابد ثبت شد: او یکی از بیشمار شهدای حماسه ۵ِ مهرِ ۶۰ بود.

نام و یاد این مجاهد پرشور و همرزمانش در این حماسه پرشکوه جاودان باد

قسمتی از وصیت‌نامه شهید احمد پورتقی

من احمد پورتقی باکمال هوشیاری و آگاهی این وصیت نامه را می‌نویسم تا بیانگر عقایدم باشد و در نتیجه پس از مرگ من، دیگر دستاویزی برای ارتجاع باقی نخواهد ماند. آری من که از ارتجاع و اختناق بیزارم و به همین دلیل در مبارزات خلق علیه شاه شرکت داشتم، مصمم شدم برای کسب آزادی تا آخرین لحظه حیاتم به مبارزه ادامه دهم و چون ارتجاع حاکم را سد راه آزادی خلق دیدم در همان ابتدای انقلاب به هواداری از سازمان مجاهدین خلق که یک سازمان مترقی بود برخاستم گر چه من شایسته آن نبودم که مشی توحیدی سازمان را خوب درک کنم و خود را مجاهد بنامم ولی می‌توانم این را به‌جرأت بگویم که برای آزادی خلق هر چه توان داشتم نثار کردم و از یاران و دوستان خود می‌خواهم که راه مرا ادامه داده و دست از افکار مترقیانه سازمان مجاهدین خلق ایران برندارند و با جدیت این راه را ادامه دهند ... ... .

بگذار هر چقدر می‌خواهند ستارگان بخت ما را به زمین بکشند ولی ما باز هم این آسمان غمزده را غرق ستاره خواهیم کرد.

سلام بر آزادی، سلام بر خلق ـ احمد پورتقی