زندگینامه شهید
علیمحمد صفری در سال ۱۳۴۹، در صالحآباد ایلام به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا نیمه دبیرستان در همانجا سپری کرد. وقتی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷، رخ داد، او کودکی ۸ ساله و در سال دوم دبستان بود.
وی، هر روز برای رسیدن به مدرسه، باید مسافتی بالغ بر ده کیلومتر را با پای پیاده طی میکرد. اوقات فراغتش را، در کار کشاورزی و دامداری، به پدر و مادر سالخوردهاش کمک میکرد تا شاید بتواند از بار مشقتی که روی دوش خانواده بود کمی بکاهد.
بزرگ شدن در محرومیت، وی را نسبت به علل فقر و مشقت مردم محروم که ارتجاع حاکم بود، آگاه کرد و از اینکه سرکردگان رژیم با اهرم جنگ ضدمیهنی و اصرار به ادامه آن، بهرغم خروج عراق از خاک ایران، این وضعیت را توجیه میکردند بهشدت خشمگین بود. به همین دلیل با وجود مراجعات متعدد از سوی ارگانهای حکومتی برای فرستادن او به جبهههای جنگ، هرگز حاضر نشد حتی برای یکساعت در جنگی که آنرا نامشروع میدانست، شرکت کند. حتی وقتی مأموران حکومتی با مراجعه به مدارس به دانشآموزان برگههایی میدادند که بر اساس آنها، مدت سه ماه یا شش ماه یا بیشتر به جبههها اعزام شوند، مطلقاً به خواسته آنها تن نداد.
علیمحمد آز آنجا که پیوسته در کمک به دیگران پیشقدم بود و از حق آنانی که توان دفاع از خود نداشتند، دفاع میکرد، همواره مورد علاقه و احترام دوستان و آشنایانش بود.
وی در روزهای بعد از عملیات کبیر فروغ جاویدان، در حالیکه خبرهای مربوط بهعملیات فروغ و پیشروی مجاهدان تا پشت دروازه کرمانشاه را از دوستان و آشنایانش شنیده بود، در ترددی که به کرمانشاه داشت، در مسیر و در تنگه چهارزبر، با دیدن پیکر غرقه به خون مجاهد شهید طاهره طلوع (فرمانده سارا)، که با دشنهای در قلب، بر درختی آویزان بود بهشدت متأثر و منقلب شد و با دوربینش آن صحنه را ثبت کرد و همانجا احساس کرد گمشده دیرینهاش را یافته است.
چنین بود که او دست از زندگی معمول شست و راهی قرارگاههای ارتش آزادیبخش در نوار مرزی ایران و عراق گردید و عکس پیکر غرق به خون فرمانده سارا را به دست سازمان رساند و با شور و شوق وصفناپذیری، لباس رزم و شرف ارتش آزادیبخش را پوشید و در زمینههای مختلف به فراگیری آموزشهای مختلف سازمانی و نظامی پرداخت.
در سال ۱۳۷۰ رژیم آخوندی با یک اشتباه محاسبه بزرگ، فرصت تهاجم آمریکا به عراق را غنیمت شمرد و بهزعم خود برای در هم کوبیدن قرارگاههای ارتش آزادیبخش در نوار مرزی و کشتن و به اسارت گرفتن رزمندگان مجاهد خلق، با بسیج هزاران پاسدار و بسیجی، به شکل گستردهیی وارد خاک عراق شد.
رزمندگان ارتش آزادیبخش در برابر حملات رژیم آخوندی و دفاع از قرارگاههایشان با دشمن مردم ایران در یک عملیات دفاعی تحت نام «مروارید» رو در رو شدند.
علیمحمد قهرمان در یکی از مراحل این عملیات موفق که به شکست کامل رژیم آخوندی منجر شد، در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۷۰، بهدست پاسداران جنایتکار بهشهادت رسید و به خیل عظیم شهدای مجاهد خلق پیوست.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org
خاطرات
تصاویر یادگاری
تصویر مزار شهید