زندگینامه شهید
رجب جلیلوند در سال۱۳۳۴ در جنوب شهر تهران بهدنیا آمد. وی از همان دوران کودکی، با فقر و محرومیت از نزدیک آشنا شد و اختلاف طبقاتی موجود در جامعه را لمس کرد.
او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را به پایان رساند و در سال ۱۳۵۴ در رشته دامپزشکی وارد دانشگاه تهران شد.
ورود به دانشگاه و آشنایی با جنبش دانشجویی، انگیزههای او را که متأثر از رنج و درد مردم محروم بود، برای مبارزه با حاکمیت فاسد شاه بهعنوان عامل این وضعیت، بالا برد و فعالانه در اعتراضات دانشجویی شرکت کرد.
رجب که تماس خود را با مردم مناطق محروم گودنشین جنوب تهران حفظ کرده بود و از هر نوع کمک به آنها دریغ نداشت، با اوجگیری قیام مردم در سال ۱۳۵۷ علیه نظام فاسد سلطنتی، ضمن شرکت فعال در تظاهراتها، در راهاندازی و سازماندهی تظاهراتها در سطح منطقه گودنشین نقش چشمگیری ایفا کرد.
وی در همان زمان، برای رسیدگی به امورات مردم منطقه از قبیل توزیع مواد غذایی و سوخت و... اقدام به تشکیل شورای محلی کرد، شورایی که مرجع رسیدگی به مشکلات مردم شده بود.
رجب که در جریان مبارزات دانشجویی با سازمان مجاهدین آشنا شده بود، پس از پیروزی انقلاب با تشکیل شورای عالی اسکان منطقه گودنشین، توسط هواداران سازمان، بهعنوان نماینده آن شورا فعالیتش را شروع کرد.
پس از بعد از مدتی که شورا موفق شد بهلحاظ صنفی به گودهای دروازه غار سر و سامان بدهد، رجب با کمک همرزمانش انجمن جوانان مسلمان گود؛ هواداران سازمان را تأسیس و راهاندازی کرد.
نقش فعال رجب در معرفی سازمان و آرمانهای آن در منطقه فعالیتش، باعث شده بود که مردم و جوانان بسیاری به سازمان گرایش پیدا کنند و از اینرو وی همواره مورد خشم مزدوران خمینی قرار داشت، بهنحوی که چماقداران و مزدوران رژیم در حملات مکررشان به انجمن و دکههای خیابانی آنها، سعی در دستگیری رجب داشتند. اما هر بار بهعلت حمایت بیدریغ مردم گودنشین، از وی، ناکام ماندند.
همچنین فشار مزدوران به خانواده رجب که تنها فرزند آنها بود، برای ممانعت از فعالیتهای وی، کارساز نشد و او استوار و پا برجا بر مسیر و راهی را که انتخاب کرده بود ایستاد.
رجب در کلیه تظاهراتهای اعتراضی بهار سال ۱۳۶۰، نسبت به سیاستهای سرکوبگرانه و چماقداری ارتجاع حاکم، علیه سازمان و هوادارنش، شرکت داشت و از آنجا که وی نقش کیفی در راهاندازی این تظاهراتها داشت، پاسداران رژیم در روز۲۵ خرداد ۱۳۶۰، بعد از پایان راهپیمایی در منطقه گود، برق منطقه را قطع کرده و در تاریکی به منزل آنها حمله کردند.
مزدوران رژیم در ابتدا برای اینکه مردم متوجه این حمله و دستگیری رجب که بسیار محبوب مردم بود، نشوند، از او خواستند که بدون سر و صدا همراه آنان به کمیته برود. اما هنگامیکه با مخالفت رجب روبهرو شدند، چند مزدور در حالیکه او را زیر ضربات قنداق ژـ ۳ گرفته بودند، وی را کشان کشان بهطرف ماشین بردند. فریادهای رجب بر سر مزدوران، مردم را به صحنه کشاند. اما آنها با تیراندازی هوایی و متفرق کردن مردم، رجب را با خود به کمیته ضدمردمی محل برده و روز بعد به زندان اوین منتقل کردند.
جانیان خمینی در زندان، با توجه به شناختهشدگی وی، از همان روز اول وی را زیر شکنجههای وحشیانه قرار دادند اما رجب قهرمان در برابر بازجویان و شکنجهگران و همه فشارهایشان استوار و مقاوم بر سر مواضع مجاهدیاش ایستاد.
از همینرو دژخیمان شکستخورده، این مجاهد پاکباز و محبوب گودنشینان محروم را در سحرگاه ۱۳ مهرماه ۱۳۶۰، همراه با ۷۲ تن دیگر از یاران مجاهدش به جوخه اعدام سپردند. او در وصیتنامه کوتاهش از جمله نوشته بود: «از همه شما میخواهم که هرگز برایم گریه نکنید. و برای شادی روح من از راه و آرمانم با افتخار دفاع کنید».
مردم منطقه گودنشین که از شهادت رجب بسیار متأثر شده بودند، مراسم باشکوهی برای وی برگزار کردند و منطقه مزبور به مدت چهل روز سیاهپوش بود.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org
خاطرات
تصاویر یادگاری
تصویر مزار شهید