728 x 90

به یاد مجاهد شهید کاظم کلانتری

به یاد مجاهد شهید کاظم کلانتری
به یاد مجاهد شهید کاظم کلانتری

محل تولد: خرمدره
شغل: سرباز وظيفه
سن: 21
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 5-5-1367
محل زندان: -

کاظم کلانتری ۱۰۱۶ تاریخ تولد: ۱۳۴۶ محل تولد: خرم‌دره ‌ـ‌ زنجان تحصیلات: متوسطه سابقهٌ مبارزاتی: ۷سال کاظم کلانتری میلیشیای فعال دانش‌آموزی در شهر خرم‌دره بود. در دوران مقاومت انقلابی مسلحانه برای وصل مجدد به سازمان به خدمت سربازی رفت و از این طریق قصد پیوستن به صفوف رزمندگان مجاهد را داشت. در اوایل سال۶۶ جبهه‌های جنگ خمینی را ترک کرد و به صفوف رزمندگان ارتش‌آزادیبخش پیوست. در چند رشته عملیات ارتش آزادیبخش شرکت کرد و در فروغ جاویدان، در نقطهٌ اوج پاکبازی و مجاهدت خود به‌شهادت رسید. «…‌بارخدایا زنده‌ام‌دار، زندگی‌کردنی مجاهدگونه و بمیرانم، مردنی مجاهدگونه در عشق و دوستی مجاهدین و در دشمنی با دشمنان مجاهدین. مسعود و مریم، وارثان خون من شما هستید و اگر من شایستگی آن را ‌پیدا کردم تا در رکاب شما، در راه رسیدن به آرمان توحیدی جانم را فدیه کنم شما وارثان من هستید. می‌دانم که خون هیچ شهیدی اگر وارثش شمایان باشید ذره‌یی به هدر نمی‌رود و در رگهای انقلاب به جریان می‌افتد و سیل خون شهیدان بنیان خمینی و خمینی‌صفتان را درهم خواهد کوبید… روزی که بازوان بلورین صبح‌دم برداشت تیغ و پردهٌ شب را شکافت روزی که آفتاب بر هر دریچه تاخت روزی که گونه و لب یاران هم‌نبرد رنگ نشاط خندهٌ گمگشته‌ها را یافت من نیز باز خواهم گشت آن زمان سوی ترانه‌ها و غزلها و بوسه‌ها سوی بهاران دل‌انگیز گل‌فشان سوی تو، میهنم. سلام من را به مسعود و مریم برسانید و بگویید که آرزوی دیدار شما را داشت. چه زیباست روز پیروزی سازمان مجاهدین خلق ایران…». وصیت‌نامه ‌ـ‌ ۵مرداد۶۶ تاریخ تولد: ۱۳۴۶ محل تولد: خرم‌دره ‌ـ‌ زنجان تحصیلات: متوسطه سابقهٌ مبارزاتی: ۷سال کاظم کلانتری میلیشیای فعال دانش‌آموزی در شهر خرم‌دره بود. در دوران مقاومت انقلابی مسلحانه برای وصل مجدد به سازمان به خدمت سربازی رفت و از این طریق قصد پیوستن به صفوف رزمندگان مجاهد را داشت. در اوایل سال۶۶ جبهه‌های جنگ خمینی را ترک کرد و به صفوف رزمندگان ارتش‌آزادیبخش پیوست. در چند رشته عملیات ارتش آزادیبخش شرکت کرد و در فروغ جاویدان، در نقطهٌ اوج پاکبازی و مجاهدت خود به‌شهادت رسید. «…‌بارخدایا زنده‌ام‌دار، زندگی‌کردنی مجاهدگونه و بمیرانم، مردنی مجاهدگونه در عشق و دوستی مجاهدین و در دشمنی با دشمنان مجاهدین. مسعود و مریم، وارثان خون من شما هستید و اگر من شایستگی آن را ‌پیدا کردم تا در رکاب شما، در راه رسیدن به آرمان توحیدی جانم را فدیه کنم شما وارثان من هستید. می‌دانم که خون هیچ شهیدی اگر وارثش شمایان باشید ذره‌یی به هدر نمی‌رود و در رگهای انقلاب به جریان می‌افتد و سیل خون شهیدان بنیان خمینی و خمینی‌صفتان را درهم خواهد کوبید… روزی که بازوان بلورین صبح‌دم برداشت تیغ و پردهٌ شب را شکافت روزی که آفتاب بر هر دریچه تاخت روزی که گونه و لب یاران هم‌نبرد رنگ نشاط خندهٌ گمگشته‌ها را یافت من نیز باز خواهم گشت آن زمان سوی ترانه‌ها و غزلها و بوسه‌ها سوی بهاران دل‌انگیز گل‌فشان سوی تو، میهنم. سلام من را به مسعود و مریم برسانید و بگویید که آرزوی دیدار شما را داشت. چه زیباست روز پیروزی سازمان مجاهدین خلق ایران…». وصیت‌نامه ‌ـ‌ ۵مرداد۶۶

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات