زندگینامه شهید
حسین شکری در سال ۱۳۴۰ در روستای کبودکلای قائمشهر بهدنیا آمد. وی تحصیلات دوران ابتدایی و متوسطه را در قائمشهر گذراند و موفق به گرفتن دیپلم در رشته ریاضی فیزیک گردید.
وی که به مطالعه علاقه زیادی داشت، از ۱۴ سالگی با مسایل سیاسی آشنا شد و در جریان قیام مردم ایران علیه شاه خائن در تظاهراتها شرکت فعال داشت.
بعد از پیروزی انقلاب به صفوف مجاهدین در قائمشهر پیوست.
یک بار در اوج حملات چماقداران، حسین بهشدت مورد ضرب و شتم آنها قرار گرفت بهنحوی که تمام بدنش کبود شده بود. وی پس از درگیری، به سالن بزرگ دبیرستان رفت و بر بالای پلهها فریاد کشید که «ما نه اینجا و نه جای دیگر اجازه نمیدهیم که این چماقداران میدانداری کنند و زیر مهمیز آنها نمیرویم»
وی پس از گرفتن دیپلم در ستاد سازمان در قائمشهر به فعالیتهایش ادامه داد.
محبت و رسیدگی وی به مردم محروم، در کنار جدیت در انجام مسئولیتهایش، زبانزد همرزمانش بود. جسارت وی در رویارویی و مقابله با چماقداران رژیم چشمگیر بود.
حسین بعد از سرفصل ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، به مبارزه و زندگی مخفی روی آورد و به مسئولیتهای سازمانیاش در قائمشهر، ادامه داد.
وی در اول مرداد ۱۳۶۰ توسط مزدوران سپاه دستگیر و روانه زندان منکرات قائمشهر گردید.
فشارها و شکنجههای جانیان خمینی در زندان، بر وی کارساز نبود و بهعکس موفق شد که اعتصاب غذای زندانیان را راهاندازی کند. زندانبانان که از روحیه بالا و تاثیرات حسین بر زندانیان کلافه شده بودند، وی را به زندان مرکز سپاه انتقال دادند و در آنجا سرکرده جنایتکار کمیته قائمشهر بهنام «مختار اسماعیلی» وی را تحت شدیدترین شکنجهها برای گرفتن اطلاعاتش قرار داد، اما حسین قهرمان، در برابر همه این فشارها قهرمانانه ایستاد.
وی در شب قبل از اعدام خطاب به مادرش نوشته بود: «مادر جان من فرزند سوم شما هستم که اعدام میشوم و صداقت کامل داشتم و برای مردم کار کردم».
سرانجام این مجاهد پاکباز در روز ۲۷ شهریور ۱۳۶۰ به جوخه تیرباران سپرده شد و بهشهادت رسید.
مجاهدان خلق حسن و قاسم شکری، برادران حسین از شهدای قهرمان همین خانواده هستند که در شهریورماه سال ۱۳۶۰ توسط دژخیمان خمینی بهشهادت رسیدند.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org
خاطرات
تصاویر یادگاری
تصویر مزار شهید