728 x 90

با یاد مجاهد شهید مجید مهرابی پور

مجاهد شهید مجید مهرابی پور
مجاهد شهید مجید مهرابی پور

محل تولد: تهران
شغل:
سن: 24
تحصیلات: دیپلم
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 12-3-1361
محل زندان: -

زندگینامه شهید


مجید مهرابی‌پور در سال۱۳۳۷ در خانواده‌ای کم‌بضاعت در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات دوران ابتدایی و متوسطه را سپری کرد و موفق به دریافت دیپلم گردید.
وی از آنجا که محرومیت و اختلاف طبقاتی در جامعه را از نزدیک لمس کرده بود، همواره به‌دنبال راهی برای تغییر این وضعیت بود.
مجید در سال ۱۳۵۶ پس از دریافت دیپلم به سربازی رفت. در دوران آموزشی در بیرجند، با یکی از افسرانی که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود، آشنا گردید و از طریق او نسبت به آرمانهای رهائی‌بخش و توحیدی سازمان آگاهی یافت. پس از آن بود که گمشده خودش را پیدا کرد و به‌کسوت هوادار سازمان درآمد.
وی پس از پایان دوران آموزشی، به قزوین منتقل گردید و در آنجا موفق شد از طریق یک هسته مقاومت، اسامی و آدرس تعدادی از مزدوران شاه خائن را به هواداران سازمان برساند.
وی در داخل پادگان نیز به روشهای مختلف، دست به افشاگری علیه رژیم شاه خائن می‌زد و آنها را به پیوستن به صفوف مردم تشویق می‌نمود.
در همین رابطه یک‌بار مأموران ضداطلاعات ارتش در پادگان به او مظنون شدند و مدت ۱۵ روز وی را در پادگان قزوین بازداشت کردند.
مجید که به‌دلیل کنترل شدید در پادگان احساس کرد نمی‌تواند به مبارزه‌اش ادامه دهد در اواخر مهرماه سال ۱۳۵۷، از خدمت سربازی فرار کرد و به تهران رفت و فعالانه در تظاهراتها شرکت کرد. ضمن این‌که در تهاجم به پادگانها و مراکز سرکوب نظام سلطنتی در آخرین روزهای حاکمیتش نقش مهمی ایفا کرد.
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، امکان رفتن به خارج برای ادامه تحصیل به وی پیشنهاد شد و او ابتدا قصد داشت در این رابطه اقدام کند، ولی با رفتاری که پس از مدت کوتاهی از حاکمیت آخوندی دید و خطر آنها را در میوه‌چینی و ربودن انقلاب و رنج و شکنج مردم و انقلابیون حس کرد، از رفتن به خارج برای ادامه تحصیل دست شست و تصمیم گرفت در ایران بماند و به‌عنوان هوادار سازمان، پیک مواضع انقلابی و مردمی سازمان، جهت افشای ماهیت انحصارطلبانه خمینی و رژیمش باشد.
از آن به‌بعد وی، هم‌چون میلیشیایی پرشور در فعالیت‌های مختلف تبلیغاتی و سیاسی و افشاگرانه سازمان شرکت داشت. وی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری و کاندیداتوری برادر مجاهد مسعود رجوی، برای آگاهی بخشی نسبت به برنامه‌های اعلام شده برادر، تلاش چشم‌گیری داشت. یک‌بار در جریان تبلیغات انتخاباتی برای اولین دوره مجلس شورای ملی در نزدیکی دانشگاه تهران، هنگامی‌که با صدایی رسا برای کاندیداهای سازمان تبلیغ می‌کرد توسط پاسداران خمینی در صحنه دستگیر و تهدید به‌قتل شد. وی که خود را برای همه چیز آماده کرده بود، در همان صحنه با شجاعتی چشم‌گیر با سپر کردن سینه خود، خطاب به پاسداران گفت: «شلیک کن پس چرا معطلی؟»
نظم و دقت، انتقاد و انتقاد‌پذیری از خصوصیات ویژه مجید بود. وی همواره به یاد مردم محروم بود و ساعات زیادی را در کنار آنها سپری می‌کرد و با تشریح خطوط مردمی سازمان، آنها را نسبت به حقوقشان آشنا می‌نمود.
پس از شروع جنگ ایران و عراق در نامه‌یی به یکی از بستگانش نوشته بود: «از فکر مردم غافل نباشید، چون این اوضاعی که بعد از جنگ به‌وجود آمده، احتیاج به سازندگی دارد... . . و ما باید برای آسودگی مردم محروم سعی خودمان را بکنیم و در این امر با جدیت بیشتری برخورد کنیم».
وی بارها در معرض هجوم و ضرب و شتم و تهدید چماقداران و کمیته‌چی‌های خمینی قرار گرفت، اما هر بار عزمش برای ادامه راه راسخ‌تر گردید. او گفته بود: «قیام ۲۲ بهمن بذر انقلاب را در سرزمین ایران افشانده است و این مجاهدین هستند که آن را آبیاری خواهند نمود و به‌بار خواهند نشاند»
مجید پس از تظاهرات بزرگ و مسالمت‌آمیز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و سرکوب آن به فرمان خمینی ملعون و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی به زندگی و مبارزه مخفی در پایگاههای سازمان روی آورد.
پس از انفجار دفتر حزب جمهوری در هفتم تیر ۱۳۶۰، پاسداران خمینی به قصد دستگیری وی به منزلشان هجوم بردند ولی موفق به دستگیری وی نشدند.
به گفته همرزمانش، مجید به مسئولیت‌های سازمانی خود با عشق و ایمانی بیش از پیش، در فاز نظامی ادامه داد، تا آن که در روز هشتم فروردین ۱۳۶۱ پایگاهی که وی در آن حضور داشت، مورد محاصره و هجوم پاسداران تا دندان مسلح و جنایتکار قرار گرفت. مجید در این درگیری نابرابر، مجروح و دستگیر شد و بلافاصله زیر شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت. اما وی در برابر همه فشارها قهرمانانه مقاومت نمود و حسرت لب‌گشودن برای دادن کمترین اطلاعاتی را، به‌دل مزدوران رژیم گذاشت.
دژخیمان خمینی که در برابر این مجاهد مقاوم و سر موضع درمانده و عاجز گشته بودند، سرانجام وی را در روز ۱۲ خرداد ۱۳۶۱ به جوخه اعدام سپرده و به‌شهادت رساندند و بدین ترتیب مجید پاکباز و قهرمان به خیل عظیم شهدای مجاهد خلق پیوست.
خانواده مجید که مدتها به‌دنبال سرنوشت فرزندشان به همه‌جا مراجعه داشتند و مرتب از ناحیه مأموران رژیم سردوانده می‌شدند، نهایتاً در شهریور ۱۳۶۱، از شهادت وی مطلع گشتند، در حالی‌که مزدوران رژیم آخوندی از مطلع کردن آنها، نسبت به محل دفن شهید هم ابا کردند.

 

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org

 

خاطرات


 

 

تصاویر یادگاری


 

 

تصویر مزار شهید


 

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/1ceea5bb-0711-4776-9d54-dca06138316a"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات