مقدمه نویسنده
همواره از نگارش خاطرات زندان واهمه داشتم. نمیدانم بهخاطر سهلانگاری بود یا فرار از یادآوری دورانی سخت و زجرآور یا بهخاطرناتوانی از پذیرش مسئولیت بزرگی که خاطرات این دوران با خود به همراه میآورد؛ دورانی که کمتر کسی آن را دیده یا شنیده است.
از زندان که خارج شدم بارها «م. ر»؛ دوستی که همبندی دوران زندانم بود، من را مورد بازخواست قرارداد که چرا قبل از فراموشی خاطراتم را نمینویسم. تا چندی پیش، باز از نگارش واهمه داشتم و از آن کار طفره میرفتم.
از زمان خروج از میهن تاکنون، مطالبی را که تحت عنوان «خاطرات زندان» نوشته شده، کم و بیش، خوانده، یا درنگارش برخی از آنها به نویسندگانش کمکهای اطلاعاتی شایانی کرده و دانستهها و خاطراتم را صادقانه در اختیارشان قرارداد هام.
برخی از این نوشتهها، بیشتر به داستان فیلمهای هالیوودی شباهت دارد تا رخدادهای زندان. حتی شماری از افرادی که نه زندان بودهاند و نه میدانند زندان چیست و در کجا قرار دارد با هزاران فرسنگ فاصله از واقعیت، بهخاطره نویسی از زندان روی آورده و در این زمینه قلم فرسایی کرده و احتمالاً به نان و نوایی هم رسید هاند. در این نوشتهها اطلاعات غلط و دور از واقعیت بسیار است و نه تنها گره سؤالی را باز نمیکند بلکه در اذهان خوانندگان پرسشهای جواب ناگرفته بسیاری را هم باقی میگذارد که سودش به جیب رژیم جمهوری اسلامی میرود. ناگفته پیداست که در میان چنین آثاری خاطرات ارزشمند و تأمل برانگیزی هم وجود دارد که میتواند مورد استناد قرارگیرد و سندی باشد بر افشای نظام جنایت پیشه آخوندهای حاکم بر ایران.
خاطرات یک زندانی زمانی میتواند موثق و قابل استناد باشد که بر واقعیتهای آن روز فرد زندانی و گرایشات فکری و اعتقادی او در همان شرایط مبتنی باشد. اگر هر زندانی از بندرسته بخواهد بر اساس اعتقادات و تفکرات امروزش به بیان واقعیتهای آن روز بپردارد، بیتردید به خطا میرود و دچار خیانت به زندانیان اعدام شده و جعل آشکار تاریخ زندان خواهد شد.
تاریخ زندان و مقاومتهای ارزشمند آن را زندانیان ساختهاند و کیفیت و سمت و سوی وقایع زندان نیز برخاسته از گرایشات سیاسی و اعتقادات فکری زندانیان است.