زندگینامه شهید
بهروز مخلص در سال ۱۳۳۸، در بخش هندیجان، در خانوادهای کارگری به دنیا آمد؛ تحصیلاتش را تا گرفتن دیپلم در همان شهر سپری کرد. او که از کودکی طعم تلخ محرومیت و فقر را از نزدیک چشیده و دریافته بود که عامل اختلاف طبقاتی حاکمیت فاسد شاه خائن است، در قیام مردم ایران علیه نظام سلطنتی در سال ۱۳۵۷ شرکت فعال داشت.
بهروز در جریان قیام و بهخصوص پس از آزادی زندانیان مجاهد از زندانهای شاه، با نام و آرمان سازمان مجاهدین آشنا گردید.
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، بهعنوان هواداری پرشور، در ارتباط با سازمان قرار گرفت و در مسئولیتهای مختلف، از جمله برپایی دکههای فروش نشریه مجاهد و معرفی سایر انتشارات سازمان و شرکت در تظاهراتهای اعتراضی نسبت به حملات چماقداران رژیم به مراکز و دکههای سازمان، شرکت داشت. وی بهدلیل تلاشهای بسیارش در دفاع از آرمانهای سازمان، مورد کینه شدید مزدوران رژیم قرار داشت.
جدیت و قاطعیت وی در دفاع از سازمان از یک طرف، و محبوبیت مردمی وی، بهدلیل کمکهایی که به مردم محروم میکرد، از طرف دیگر، باعث شده بود، وقتی بر سر دکه نشریه و کتاب فروشی میلیشیاها حاضر بود، چماقداران و قمه بهدستان حکومتی جرأت نزدیک شدن به آن دکه را به خود ندهند. بهخصوص که وی از ورزشکاران و از بهترین فوتبالیستهای هندیجان بود.
وی از اعضای اصلی سازمان دهندگان تظاهرات اعتراضی و سراسری ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ هواداران سازمان در ماهشهر بود. پس از سرکوب خونین تظاهرات ۳۰ خرداد و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، بهروز کماکان به شکل علنی در حمایت از سازمان فعالیت میکرد و در برپایی تظاهرات موضعی بر علیه رژیم در مناطق مختلف شهرهای هندیجان و سربندر و ماهشهر فعال بود.
وی مدتی مسئول حفاظت یکی از تیمهای عملیاتی ملیشیا در همان منطقه بود.
پاسداران ارتجاع در روز ۹ شهریور ۱۳۶۰، طی هجومی وحشیانه، برای دستگیری هواداران سازمان در هندیجان، بهروز را به همراه حدود ۴۰ هوادار دیگر دستگیر کرده و به زندان منتقل کردند.
پس از بازجوییها و ضربوشتمهای اولیه، آنها را به زندان ناوا در ماهشهر منتقل نمودند. بهروز در این زندان زیر وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت، آنچنان که بهدلیل حجم شکنجهها و ضربات مستمر کابل، هرازگاهی دچار تشنج شدید میشد و کف سلول میافتاد.
بهرغم اینها، شادابی و سرزندگی وی، به همرزمانش در زندان روحیه میداد و ایستادگی دلیرانهاش در دفاع از ارزشهای سازمان، در سختترین شرایط باعث شده بود که علاوه بر زندانیان سیاسی، زندانیان عادی نیز برای او احترام خاصی قائل باشند.
بهروز در بیدادگاه رژیم در ماهشهر به حبس ابد محکوم شد ولی بعد از مدتی به اتهام تحریک هواداران سازمان در زندان و تشویق آنها بر مقاومت در برابر جانیان رژیم و ایستادگیاش بر مواضع مجاهدی به اعدام محکوم گردید.
یکی از همبندیهای وی در این رابطه نوشته است: «در آذرماه سال ۱۳۶۰ او را با برادر شهید یدالله روشن به دادستانی آوردند. روز چهارشنبه بود. بهروز را چند مرتبه به بازجویی بردند. بعد او را برگرداندند. من به بهروز گفتم: بهروز چه گفتند؟ بهروز جواب داد که میگویند اگر همکاری نکنی حتماً اعدام میشوی. بعد گفت: بیشرفها از کی همکاری میخواهند. بهروز گفت بدنش تماماً درد میکند، از بس شکنجهاش کردند. وی میگفت مرا مثل یک توپ فوتبال کردند و به اینطرف و آنطرف میرفتم، ولی حتی یک کلمه به آنها ندادم. شب شد و همه بچهها را صدا زدند و بعد از نیمساعت همه برگشتند. من گفتم چه سؤالی از شما کردند؟ بهروز گفت همه ما را روی یک میز نشاندند و ویدئو از ما گرفتند و از ما سؤال کردند که حاضرید سازمان را محکوم کنید؟ بهروز گفت: همه ما یکی یکی گفتیم نه... بهروز گفت: دومین سؤال حاکم ناشرع، باباخانی این بود که حاضرید رفیقان را اعدام بکنید؟ همه گفتیم نه، بعد ویدئو را قطع کردند. فردا صبح که میخواستند بچهها را ببرند و شهید کنند، بهروز به من گفت که «به بچههای هندیجان بگو که شرینی بخورند و ناراحت نباشند و گفت به آنها بگو که بهروز سربلند رفت و غم نزدیکش نمیآمد»
یکی دیگر از همبندیهای سابقش در زندان نوشته است که «بهروز با اخلاق و منش مجاهدی و صداقت و متانت خاصی که داشت، هرکجا که قدم میگذاشت، تأثیر حضورش در افزایش شور و نشاط زندانیان حس میشد».
سرانجام دژخمیان خمینی که در برابر این مقاومت و ایستادگی این مجاهد سرموضع، بهزانو درآمدند، او را در روز ۵ آذر ۱۳۶۰ در زندان ناوا در ماهشهر تیرباران کرده و بهشهادت رساندند.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org
خاطرات
تصاویر یادگاری
تصویر مزار شهید