728 x 90

به یاد مجاهد شهید اسحاق ملاح

مجاهد شهید اسحاق ملاح
مجاهد شهید اسحاق ملاح

محل تولد: گرگان
شغل: معلم
سن: 35
تحصیلات: -
محل شهادت: بندر گز
تاریخ شهادت: 8-4-1360
محل زندان: -

زندگینامه شهید


اسحاق ملاح، در سال ۱۳۲۵، در شهر نوکنده از توابع گرگان، به دنیا آمد. وی پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه، به‌عنوان ناظم مدرسه مشغول به کار شد.
او به‌دلیل رفتار و اخلاق مردمی، از محبوبیت بالایی در میان مردم شهر برخوردار بود.
اسحاق در جریان قیام مردم ایران علیه نظام فاسد سلطنتی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ همراه با دوستان همرزمش مجاهدین شهید نقی جهانشاهی و اسدالله ملاح نقش کلیدی در راه‌اندازی و سازماندهی تظاهرات‌ها، ایفا کرد.
اسحاق با مطالعه زندگی‌نامه شهدای سازمان مجاهدین و دفاعیات مجاهدین شهید در بیدادگاههای شاه خائن، نسبت به آرمان و اهداف سازمان، آشنایی پیدا کرد.
وی پس از پیروزی انقلاب با مشاهده مواضع و عملکرد‌های سرکوبگرانه ارتجاع آخوندی، به‌خصوص سرکوب زنان در همان ابتدای پیروزی انقلاب، با شعار «یا روسری یا توسری»، از رژیم فاصله گرفت و به جمع هواداران سازمان پیوست.
اسحاق با علاقه نوارهای کلاس‌های تببین جهان برادر مجاهد مسعود رجوی را که هر هفته در زادگاهش توسط جنبش ملی مجاهدین استان، پخش می‌شد، گوش می‌داد. گوش کردن نوار آموزش فلسفه شعائر که توسط سردار شهید خلق، موسی خیابانی، در شب‌های ماه رمضان سال ۱۳۵۸، در مسجد دانشگاه تهران برگزار شده بود، موجب دگرگونی کامل او گردید و کاملاً به کسوت هواداران سازمان در آمد.
در جریان تصفیه فرهنگیان شریف هوادار سازمان، از ادارات و مدارس و دانشگاهها، اسحاق هم همراه با دهها تن از معلمان در منطقه بندرگز و نوکنده از آموزش و پرورش تصفیه و اخراج شد.
از آنجا که این اقدام مورد اعتراض و انزجار مردم قرار گرفت، عوامل رژیم در یک عوام‌فریبی و برای این‌که از خشم و اعتراض مردم بکاهند، با ارسال نامه به برخی شاغلان و معلمان از جمله اسحاق که از محبوبیت مردمی برخوردار بود، از آنها خواستند تا به سر کار خود برگردند. اما اسحاق در پاسخ نامه آنها گفت:
«من هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم پوش کارهای خلاف و ضدانسانی شماها شوم؛ شرط بازگشت من به سرکار این است که تمام معلمان و فرهنگیان اخراج شده به سر کارشان برگردند».
این اقدام اسحاق، خشم حیوانی سرکرده سپاه بندرگز؛ عباس محمدی را که خودش مستقیماً در تصفیه و اخراج معلمان و فرهنگیان و کارمندان شریف هوادار سازمان دست داشت، برانگیخت و مترصد فرصتی بود تا شخصاً از او انتقام بگیرد.
روز هشتم تیر ۱۳۶۰، پاسداران جنایتکار، با یورش وحشیانه به خانه‌های هواداران، هرکس را که دور یا نزدیک هوادار سازمان بود، با ضرب و شتم شدید، دستگیر و به زندان منتقل کردند.
چماقداران حکومتی، عربده‌کشان، وارد خانه اسحاق شده و او را با چماق و سلاح سرد، مورد ضرب و شتم قرار داده، و به زندان بندرگز منتقل کردند.
در زندان بندرگز، سرکرده جنایتکار سپاه، عباس محمدی، با تمسخر به اسحاق می‌گوید که ما کاری با تو نداریم و به خانه‌ات برگرد. اسحاق که حدس زده بود، توطئه‌یی علیه او در کار است می‌گوید «نمی‌خواهم برگردم و می‌خواهم در زندان باشم». اما محمدی جنایتکار فرمان می‌دهد تا اسحاق را به بیرون از زندان می‌اندازند. به‌محض خروج وی از زندان، اوباش چماقدار که از قبل آماده بودند، با چوب و چماق و تبر بر سر و صورت و بدن او می‌کوبند و تا مرز بیهوشی مضروب و مجروحش می‌کنند، در ادامه جانیان رژیم، به کف پاهای او دو میخ بلند و قوی فرو می‌کنند. سپس او را با طناب به پشت یک خودرو بسته و در تمام شهر روی آسفالت می‌کشند، به‌نحوی که تمام بدنش خونین شده، استخوانهایش می‌شکند. و بی‌هوش می‌شود
پاسداران جنایتکار که تصور می‌کنند اسحاق شهید شده است، وی را به بیمارستان عمومی، در نزدیکی مقر سپاه منتقل می‌کنند.
اسحاق که هنوز جان در بدن داشت، در بیمارستان پس از ساعاتی در همان روز ۸ تیر ۱۳۶۰ به‌شهادت رسید و به کاروان بزرگ شهدای سازمان پیوست.
خانواده وی پیکر پاک او را به نوکنده منتقل می‌کنند و در میان خشم و انزجار مردم از پاسداران جانی و امام دجالشان، وی را در قبرستان عمومی نوکنده دفن می‌کنند.
از آن پس، مزار اسحاق تبدیل به زیارتگاه عموم مردم نوکنده می‌شود.

 

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
با ارسال تصاویر و زندگینامه شهید، ما را در تکمیل شناسنامه شهیدان یاری رسانید. >>> تلگرام مجاهد: @mojahedin_org

 

خاطرات


 

 

تصاویر یادگاری


 

 

تصویر مزار شهید


 

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d44831b9-0bba-41dd-a327-d13ca6d3cb01"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات