728 x 90

مجاهد شهید قهرمان زهره قائمی از همردیفان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

مجاهد قهرمان زهره قائمی
مجاهد قهرمان زهره قائمی

محل تولد: -
شغل: شهيدان سرافراز اشرف
سن: 49
تحصیلات: -
محل شهادت: اشرف
تاریخ شهادت: 10-6-1392
محل زندان: -


متولد ۱۳۴۳ـ تهران
از همردیفان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران
زندانی سیاسی در رژیم خمینی: 5سال
سابقه حرفه‌ای مبارزاتی: 35سال
از مسئولان دفاتر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت 1372-1375
از اعضای شورای ملی مقاومت ایران


سکاندار کشتی سرخ‌فام اشرف
مجاهد قهرمان زهره قائمی، یکی از فدیه‌های ملت ایران در مرحله سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه و یکی از نمادهای مقاومت به هر قیمت، در برابر هیولای استبداد و فاشیسم دینی است. خودش شرح زندگیش را این‌چنین نگاشته است:
«در خانواده‌ای متوسط در تهران متولد شدم. … سال 49 وارد مدرسه شدم، … کلاس چهارم بودم که پدرم به‌علت بیماری سرطان فوت کرد. … وضع مالی‌مان به نسبت وقتی که پدرم بود سطحش پایین‌تر آمده بود ولی مادرم هیچ‌وقت نمی‌گذاشت به ما بد بگذرد. 3سال راهنمایی را در مدرسه علوی درس خواندم. به‌علت این‌که سعید محسن فامیل مان بود، برادرم سیاسی شده و با سازمان آشنا بود. که مرا هم از سال 56ـ55 با سازمان آشنا کرد. کلاس دوم و سوم راهنمایی زندگینامه شهدا را خوانده بودم. … تابستان 58 همراه برادرم به انجمن میثاق رفتم و از آنجا فعالیتم را که کار تبلیغاتی بود شروع کردم».

زهره، با اولین لحظه‌های درک نیاز زندگی مردم به تغییر و رهایی، از ۱۲سالگی با شوق مبارزه پا در راه گذاشت. خودش چنین نوشته است:
«… دکّه می‌زدیم، یا کارهای تبلیغاتی دیگر در محلات جنوب تهران، خیابان مولوی، میدان خراسان، … با شروع مدارس از انجمن محلات به دانش آموزی منتقل شدم، مدرسه شیرین به دانش آموزی جنوب وصل بود. من مدتی در شورای مدرسه مسئول سیاسی بودم…».

زهرهٴ دلیر، در کسوت میلیشیای پرشور مجاهد خلق، در جریان یکی از تظاهراتهای علیه آزادی کشی خمینی، قبل از ۳۰خرداد ۶۰ توسط مزدوران خمینی دستگیر می‌شود و تا خرداد ۶۵، به مدت ۵سال در زندان قزل‌حصار به‌سر می‌برد.

«به یک‌سال و ۳ماه (زندان) محکوم شدم. پس از پایان محکومیت مصاحبه خواستند که قبول نکردم و بدون حکم در اوین ماندم تا سال ۶۳ که قضایای تشکیلات زندان لو رفت و مجدداً برای بازجویی رفتم پس از مدتی مجدداً دادگاهی شدم، و به ۵سال از تاریخ صدور حکم (۶۳) محکوم شدم». … «سال ۶۵ که از زندان آزاد شدم، درصدد وصل بودم که نهایتاً دیماه وصل شده و کد رادیویی گرفتم و هفتم اسفند ۶۵ اعزام شدم».

در قفس رو واکنین! پرنده می‌خواد بپره
هوا هوای زندگی چند تا پر جلوتره.
چند پر جلوتر، ستارهٴ قلب عاشق زهره را سوسوزنان، در شبهای اختناق، و در سنگرهای ارتش آزادی می‌یابیم.

این زن سلحشور مجاهد خلق، در نبردهای بزرگ آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان دلاورانه جنگید.

او که به عشق آزادی مردم ایران شروع کرده بود، با شور و نیازی تمام در انقلاب آرمانی مجاهدین وارد شد و به مدار ایدئولوژیک نوینی دست یافت و پس از آن در شورای رهبری مجاهدین و به‌عنوان یکی از فرماندهان ارشد ارتش آزادی، در اداره و پیشبرد نبرد علیه رژیم آخوندی ایفای مسئولیت کرد. نوشته‌های او در هر دوره گویای این عزم مستحکم است.

زهرهٴ قهرمان، با اصرار خواستار اعزام به داخل کشور برای ایفای مأموریتهای سازمانی بود. در یکی از درخواستهایش نوشته بود: «من زهره قائمی فرزند کریم، متولد ۱۳۴۳، عاجزانه درخواست دارم مرا به‌عنوان پیک مریم رهایی به داخل اعزام نمایید. گواهی می‌دهم در این سالیانی که با سازمان بوده‌ام، هرجا که راه باز شده، از فدا و پرداخت مطلق بوده است و خدا را شکر می‌کنم که با انقلاب رهایی بخش خواهر مریم، به این ایمان رسیدم. … و شب قدر از خدا خواستم که در این راه عاقبت به خیر شوم. ۱۱/بهمن/۷۵».

زهرهٴ قهرمان در گزارش دیگری نوشته است:
«من، زهرهٴ قائمی با التزام به آیین‌نامه‌های ارتش آزادیبخش ملی، به قید عملیات جاری… ، با خودسپاری و تضمین جمعی، به‌عنوان افسر ارتش آزادی‌بخش، تحت مسئولیت و فرماندهی هر یک از رزم آوران این ارتش، متقاضی ثبت‌نام در زمرهٴ مؤسسان دوم ارتش آزادیبخش ملی ایران هستم. اول/اسفند/75».

پایداری دهساله پرشکوه اشرفیان در برابر آزمایش‌ها و محاصره و هجومهای مکرر و شکنجه روانی مستمر، مرهون هدایت و مسئولیت‌پذیری زنانی چون زهره قائمی در شورای رهبری مجاهدین بود.

البته این هدایت نه از پشت صحنه بلکه در خود صحنه و گاه در صف مقدم صورت می‌گرفت و او به همین علت در حمله آدمکشان خامنه‌ای و مالکی در ۶ و ۷مرداد ۸۸ هدف اصابت گلوله مستقیم قرار گرفت و از ناحیه پا به‌شدت مجروح شد و مورد عمل جراحی قرار گرفت و مدتها تحت معالجه بود.

مجاهد قهرمان زهره قائمی، در مراسم بزرگداشت شهدای نوزدهم فروردین ۹۰ در اشرف بر عزم همهٴ مجاهدین برای جنگ صد برابر تأکید کرد:
«ما سوگند خورده‌ایم که این رژیم را با جنگ صد برابر سرنگون کنیم و این را قطعاً محقق خواهیم کرد. ای به خون خفته شهیدان به شما باد سلام. ای کفن پوش عزیزان به شما باد سلام».

او در مراسم سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، در سخنانی گفت:
«شهید بنیانگذار سعید محسن نیز می‌خروشید مطمئن هستم که فاتح اصلی ما هستیم. و نسل ماندگار او سرشار از طمأنینهٴ سرخ بر فریب سازش خندید و مرگ را پیش از آن که بمیرد در شرافت نبردش زیست. آتش او شب را سوخت و خوشه‌های بلند کهکشان را از سقف آسمان آویخت و اینک حنیف، پیروز از سرفرازی امانتدارش ابدیت فریاد او را تا بلندای انسانیت و در میلاد شکفتنهای بی‌بدیل می‌شنود».

شایستگیهای او باعث شد که در شهریور سال ۱۳۹۰ خواهر مجاهد زهره اخیانی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران او را به‌عنوان همردیف مسئول اول سازمان معرفی کند.

در صلاحیت و شایستگی مجاهد قهرمان زهرهٴ قائمی همین بس که سکاندار کشتی سرخ‌فام اشرف در سال گذشته بود. دو سالی که لحظه لحظه‌اش در آمادگی برای فدا و اسارت و شکنجه و در تجدیدعهد برای پایداری بود. کلمات خواهر مجاهد زهره قائمی در آخرین نقشهٴ مسیر در ۸مرداد ۹۲، گویای این اوج شکوهمند در عزم برای مجاهدت تمام‌عیار است:
«در تلاطم باشکوه اقیانوس کبیر مقاومت، قایقرانان سخت‌کوش و دست‌شسته از همهٴ وابستگیها، برای رهایی خلق اسیر خود، دست‌افشان و پاکوبان روانند. آنان آخرین گامها را به سوی پیروزی محتوم بر می‌دارند و این قطعاً و بی‌تردید محقق خواهد شد».

در یاد و بزرگداشت زهرهٴ قهرمان بهتر از هر سخنی، کلام خود اوست که در مرداد ۸۹ طی سخنانی در مراسم بزرگداشت شهیدان اشرف در سالگرد حمله ۶ و ۷مرداد ۸۸ گفته بود:
«به‌راستی که هیچ‌گاه مثل امروز معنای این آیهٴ قرآنی را درنیافته بودیم که شهیدان راه خدا زندگانند و در نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. ستارگان شبکوب و ظلمت سوز، روشن کنندگان آسمان ایران. درود بر آن فروغهای جاودان.

اکنون خمینی و بازماندگان درماندهٴ خمینی مخاطب این کلام مجاهد شهید قهرمان زهره قائمی اند: «پس ای خمینی! و ای بازماندگان درماندهٴ خمینی، دور نیست روزی که هم‌چون سلفتان شاه، ناگزیر شوید اعتراف کنید که پیام توده‌ها و مقاومت سرافراز آنها را شنیدید و جام زهر آخرین را هم نوش جان کردید».

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات