728 x 90

مجاهد شهید محمودرضا صفوی - گذشته از همه چیز، به‌دنبال آرمان آزادی

محمودرضا محمودی
محمودرضا محمودی

محل تولد: اروميه
شغل: شهيدان سرافراز اشرف
سن: 56
تحصیلات: دانشجو
محل شهادت: اشرف
تاریخ شهادت: 10-6-1392
محل زندان: -


تولد: 1336 ـ ارومیه
سابقه مبارزاتی: 34سال
تحصیلات: دانشجوی مهندسی مکانیک از پلی‌تکنیک انگلستان

 «یاعلی، دشمن با انواع توطئه و دسیسه‌ها، و با پشتیبانی محور شر درصدد نابودی تشکیلات و ارتش آزادی تو بود، اما ما مجاهدین به یمن راهبری هوشیارانه و صدیق برادر مسعود توانستیم بر همهٴ توطئه‌ها غلبه کنیم و کید و مکر یزیدیان و معاویه‌های دوران را به خودشان برگردانیم و با شعار هیهات مناالذله، مسیر برحق تو را در اوج افتخار و شرف پیش ببریم» محمود رضا صفوی 8مرداد 1392.

 ”من در خانواده‌ای مذهبی و نسبتاً مرفه متولد شدم. … دیپلم رشته طبیعی گرفتم و به‌دنبال آن در انستیتو تکنولوژی شهرستان ارومیه در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل داده و فوق دیپلم گرفتم و بعد جهت ادامه تحصیل به خارج کشور (انگلستان) رفتم و در رشته مهندسی مکانیکی در پلی‌تکنیک تا سال دوم ادامه دادم و بعد به‌دنبال فعالیت سیاسی و بعد از 30خرداد 1360 تحصیلات را نیمه تمام گذاشته و تمام وقت در انجمن هواداران سازمان فعالیت خود را ادامه دادم. … با خواندن کتابهای سازمان با ایدئولوژی سازمان آشنا شده و راه خودم را انتخاب کردم…».
انتخاب کرد که رفیق ماه باشه
یه ستاره تو شب سیاه باشه
یه هماواز با سرود کهکشون
یه هماورد واسه صد سپاه باشه

این‌چنین محمودرضا از شغل و زندگی و آیندهٴ مرفه خود در کشورهای اروپایی گذشت و پا در میدانهای نبرد و رزم آوری گذاشت. در سالهای بعد محمود را در میدانهای نبردهای ارتش آزادی می‌بینیم.
او در عملیات چلچراغ و فروغ جاویدان شرکت کرده و در هر دو عملیات مجروح شد.
پس از آن محمود سالها در بخشهای اجتماعی و سپس در امور مخابرات و لجستیک یگانهای مختلف ارتش آزادی، ایفای مسئولیت کرد. و دوران پایداری اشرف را نیز با همان شور و انگیزه گذراند.
محمودرضا در قسمتی از وصیت نامه‌اش، بعد از حماسه 19فروردین 1390 نوشت:
 ”تجدید عهد می‌کنم و پیمان خون و نفس می‌بندم. ... . … . به خانواده‌ام می‌گویم بعد از شهادتم به خودتان غم و اندوه راه ندهید و افتخار کنید به این‌که من یک مجاهد خلق برای آزادی ایران و آینده ایران هستم. به دشمن ضدبشری مردم ایران و تمامی اخوندهای جانی و جنایتکار می‌گویم ”بیا بیا بیا“
محمودرضا در نامه‌یی برای برادر مسعود در دیماه 1390 می‌نویسد:
 ”این روزها که ما اشرفیان در کانون توجهات و حمایتهای بین‌المللی هستیم و سیلی از دستاوردها و پیروزیها نصیب ما می‌شود در خودم و دیگران یک تهدید جدی احساس می‌کنم که… جایگاه و قدر و منزلت این همه پیروزیها را خوب نفهمیم و از محور و شاخص اصلیمان (یعنی شعار) کس نخارد و «درس ماندگار» غافل شویم“. … . … قطعاً روزی خواهد رسید که چشمان غمزده یک خلق با حضور شما در میان توده‌ها روشن و خندان خواهد شد و آن روز دور نیست. الیس الصبح بقریب“

محمود رضا به نزدیک بودن صبح آزادی مردم ایران یقین داشت. اینک خون او نیز در شفقهای ایران، تاریکی‌های شب را می‌شکافد و به هر زادهٴ شریف ایران پیغام می‌دهد که برای تحقق آن صبح آزادی، بپا خیزد. سلام بر مجاهد قهرمان محمود رضا صفوی، روزی که‌زاده شد، روزی که به تمامی شغل و حرفه و آیندهٴ مرفه پشت کرد و به میدانهای رزم شتافت، و روزی که مظلومانه به‌شهادت رسید.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات