728 x 90

با یاد مجاهد شهید حسن سرخوش

مجاهد شهید حسن سرخوش
مجاهد شهید حسن سرخوش

محل تولد: -
شغل:
سن: 18
تحصیلات: -
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 5-7-1360
محل زندان: -

«هرگز، هرگز نگذارید شهر به خاموشی فرو رود...»

حسن سرخوش فرمانده یکی از واحدهای عملیاتی، همواره این عبارت را خطاب به افراد واحد عملیاتش می‌گفت.

مجاهد دلاور حسن سرخوش در سال ۱۳۴۲ بدنیا آمد.در کودکی پدرش را از دست داد و مادر فداکارشان سرپرستی کودکان خانواده را به تنهایی عهده‌دارشد. در آستانه قیام پرشور ضدسلطنتی حسن که نوجوانی ۱۴ ساله بود خودش را به سیل خروشان و پرشور خلق رساند و تبدیل به رزمنده‌ای پرشور، جسور و خلاق شد. حسن که در دوران قیام با نام و آرمانهای مجاهدین آشنا شده بود بعد از سقوط نظام دیکتاتوری شاه، با فهم و درک ماهیت ارتجاعی خمینی به صفوف مجاهدین پیوست و مشغول گذراندن آموزشهای ایدئولوژیک و سیاسی شد. بعد از شکل‌گیری میلیشیا، فرمانده یکی از تیمهای میلیشیا شد.

بعد از سی خرداد، این مجاهد پرشور سرپرست یکی از واحدهای گردان مهدی رضایی شد. وی در موضع فرماندهی همواره به افراد واحد زیردست خود می‌گفت: «هرگز، هرگز نگذارید شهر به خاموشی فرو رود. دشمنان خدا و خلق را امان ندهید». حسن در حدفاصل سی خرداد تا شهادتش خالق چندین حماسهٔ بزرگ میهنی بود و پاسداران را در میدان رزم به زانو درآورد.

مجاهد قهرمان حسن سرخوش در بامداد روز ۵ مهر وصیت‌نامه‌اش را نوشت و پیشاپیش به حماسه‌ای که در شرف وقوع بود اشاره کرد.

در جریان تظاهرات مسلحانه نقاب از چهره‌ٔ کریه خمینی کشیده شد. با شروع شعار «مرگ بر خمینی» درگیری و شلیک بی‌امان مزدوران هار ارتجاع بود که از هر طرف به سوی جوانان آزادیخواه ایران نشانه‌گیری شد. حسن قهرمان نیز بعد از نبردی جانانه با پاسداران خمینی، مجروح و دستگیر و روانه زندان اوین شد.

در زندان هم تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌های زندانبانان قرار گرفت و قهرمانانه و سرفراز زیر شکنجه به‌شهادت رسید.

برادر وی، محسن سرخوش نیز چند ماه قبل از خودش در تیرماه سال ۶۰ به دست دژخیمان خمینی به‌شهادت رسیده بود.

قسمتی از وصیت‌نامه مجاهد شهید حسن سرخوش:

فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما

بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران

(یوم المظلوم علی الظالم اشد من یوم الظالم علی المظلوم)

روز ستم کشیده بر ستمگر بسی سخت‌تر از روز ستمگر بر ستمکش است

و به‌نام شهدای عزیزی که بی‌باکانه از جان خود گذشتند و خونهایشان هموار کننده راه آزادی خلق‌ها شد و لعنت ابدی و نفرین تاریخی بر این پیرکفتار ارتجاع، دیکتاتور خون آشام، خمینی جلاد.

... چیزی به سپیده صبح، به آزادی توده‌ها، به پاره شدن زنجیرهای اسارت نمانده است این نیکی‌ها و هموار شدن راه مبارزه را مدیون شهدایی هستیم که با جان خود رژیم منحوس خمینی را چند قدم به زباله‌دانی ابدی تاریخ نزدیکتر نمودند راه شهدای عزیزی هم‌چون سید سعادتی‌ها، محسن سرخوش‌ها و... راه این پاکترین و عزیزترین فرزندان غیور خلق ایران.

فردا یکشنبه (۵ مهر۱۳۶۰) روزی است تا انسانهای آزاده و حق‌طلب آخرین ضربات کشنده‌ٔ خود را بر پیکر پوسیده و فرتوت خمینی جلاد بزنند و آنرا در هم بریزند. فردا عاشورایی دگر است انقلابی تکاملی‌تر از انقلابات جهان، عصیان خلقی دربند و انقلابی بر علیه بدترین و کثیف‌ترین نظام شرک‌آلود در روی زمین...

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

به امید پیروزی

جاودان باد راه شهدای پرافتخار خدا و خلق

نابود باد رژیم منفور و دیکتاتور خمینی خون‌آشام

پاینده باد راه سرخ مجاهدین خلق ایران

حسن سرخوش

ساعت۰۴۳۰ صبح یکشنبه ۵ مهر ۱۳۶۰